روانشناسی موفقیت


.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
حذفیات زندگی جمعه 29 اردیبهشت 1391
كاوش شادی(2) چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
چند كلمه از بزرگان در مورد زن جمعه 25 فروردین 1391
سپاس چهارشنبه 9 فروردین 1391
سال 1391 مبارك دوشنبه 29 اسفند 1390
آموختم.... جمعه 19 اسفند 1390
كاوش شادی(1) چهارشنبه 10 اسفند 1390
مسائل شگفت انگیز دوشنبه 10 بهمن 1390
دور اندازی یکشنبه 2 بهمن 1390
پافشاری(2) شنبه 24 دی 1390
پافشاری(1) جمعه 16 دی 1390
تولد شناسنامه ای جمعه 9 دی 1390
وابستگی به هدف شنبه 3 دی 1390
دوست داشتن خود سه شنبه 22 آذر 1390
... یکشنبه 13 آذر 1390

صفحات

موضوع: عمومی ،

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود�پدر

پدر با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

 


پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازی هایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه.

فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.




برچسب ها: نامه ی پسری برای پدرش ،

ارسال به: 

...

نویسنده : فاطمه
سه شنبه 14 اردیبهشت 1389



امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

www.fatyjo0on.myblog.ir
نظرسنجی

به نظر شما وبلاگ چطوره؟





آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

آمار بازدید
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

وضعیت وبلاگ :
  • تعداد کل مطالب :
  • رنک گوگل :
  • آی پی شما :

آخرین بروزرسانی

تبلیغات