| عنوان | تاریخ |
| حذفیات زندگی | جمعه 29 اردیبهشت 1391 |
| كاوش شادی(2) | چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 |
| چند كلمه از بزرگان در مورد زن | جمعه 25 فروردین 1391 |
| سپاس | چهارشنبه 9 فروردین 1391 |
| سال 1391 مبارك | دوشنبه 29 اسفند 1390 |
| آموختم.... | جمعه 19 اسفند 1390 |
| كاوش شادی(1) | چهارشنبه 10 اسفند 1390 |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |

این روزها سوالات بیشماری در ذهنم ایجاد شده و ایجاد می شود! چراهایی که وقتی خوب فکرمی کنم می بینم برای همه ی آنها جواب ندارم یا اینکه سالها با یک توجیه خیالی خود را تسکین داده ام. در واقع صورت مسئله را عوض کرده ام اما مسئله بی جواب مانده است. این سوالها از چرایی آمدنم به این دنیا شروع می شود تا سئوالهایی دم دستی تر...

همه ی مردم خواب می بینند، اما نه یك جور. آنهایی كه در شب و از اعماق غبارآلود ذهنشان رویا می بینند؛ صبح كه بیدار می شوند، پی می برند كه همه پوچ بوده است. اما آنهایی كه در طول روز رویا می بافند، آدم های خطرناكی هستند، چون رویایشان در بیداری با چشمان باز است و سعی می كنند به آن واقعیت ببخشند! (لورنس عربستان)
همه ی ما رویاهایی برای زندگی خود داشتیم كه......
بسم الله الرحمن الرحیم
اشاره
آن روزها كه تازه تمرین خطاطی را شروع كرده بودم، حدود سالهای 65-63 به هنگام نوشتن، در
تنهایی – در فضایی كه بوی تلخ مركب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسكین دهنده خاطرم می شد كه گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر كل آن نشسته بود – غالباً به یاد همسرم می افتادم – كه او نیز هم چون من و شاید نه همچون من اما به شكلی، گهگاه، دلگرفتگی، قلبش را خاكستری می كرد- و می كوشیدم كه با جستجو به امید رسیدن به ریشه های گیاه بالنده و سرسخت اندوه، و دانستن اینكه این روینده ی بی پروا از چه چیزها تغذیه می كند و شناختن شرایط رشد و دوامش را نه آنكه نابود كنم یل زیر سلطه و در اختیار بگیرم. پس یكی از خوبترین راه های رسیدن به این مقصود را در این دیدم كه متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا كه مقدور باشد اختصای دهم به نامه های كوتاهی برای همسرم، و در این نامه ها بپردازم تا سر حد ممكن به تك تك مسائلی كه محتمل بود ما را، قلب هایمان را آزرده كند و دست رد به سینه ی زورآوری های ناحقی بزنم كه نمی بایست بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائماً بیازاردمان و.......
خودت را باور کن، سعی در متقاعد کردن دیگران نداشته باش.
اولیور وندل هولمز روزی در جلسه ای شرکت کرد که در آن جمع از همه کوتاه تر بود. دوستی با کنایه گفت: "دکتر هولمز به نظرم شما در میان ما افراد بلند قد احساس کوچک بودن می کنید." هولمز پاسخ داد: "همین طور است .من احساس می کنم که یک دایم هستم در برابر پنی ها!"
( دایم: سکه ای کوچک تر از پنی که ده برابر آن ارزش دارد.)
شاید این بزرگترین احترام خداوند به انسان باشد که هیچ کس را یکسان و شبیه دیگری خلق نکرده است. تمامی انسان ها منحصر به فرد هستند.
پس هر یک از ما در زندگی مسئولیت های منحصر به فردی هم خواهیم داشت. در حقیقت هر انسان قطعه پازلی منحصر به فرد است. قطعه ای که تنها برای رسیدن به جایگاه قطعی خود می تواند تلاش کند و اگر این قطعات با هم مقایسه کنیم در حقیقت نوعی مسموم شدن است.
پس یادمان باشد که هر یک از ما در این دنیای خاکی یکتا هستیم و بی نظیر و توانایی ها و استعدادهای خاص خویش را دارا هستیم که در نوع خود بدون رقیب و ارزشمند.
زندگی سرشار از عدم قطعیت هاست، پر از شگفتی ها؛ همین امر آن را زیبا می سازد. ما هرگز به لحظه ای نمی توانیم رسید که بگوییم "من مطمئن هستم" چرا که با این جمله تمامی حوادث را نادیده گرفته ایم. درست مانند این که خودکشی کرده باشیم.
فردی که در زندان به سر می برد تمام لحظه هایش برایش یکنواخت و یکسان است برای همین زندان سخت و ملالت بار است و سخت، اما زندگی سرشار از هیجان و ندانسته هاست، ما انسان ها همیشه در پی آزادی هستیم اما این آزادی به معنای اطمینان و امنیت در زندگی نیست.
زندگی چیزی است غیرممکن; نبایستی باشد، ولی هست. بودن ما، درختان، پرندگان، این ها همه معجزه است. واقعا معجزه است، برای این که کل کائنات بی جان است. میلیون ها و میلیون ها ستاره و میلیون ها و میلیون ها منظومه ی شمسی همگی فاقد حیات هستند. فقط بر روی زمین، این سیاره ی ناچیز" که در مقایسه با کائنات ذره ای غبار بیش نیست " حیات و زندگی به وجود آمده است. زمین خوش اقبال ترین مکان در کل هستی است; چرا که در آن پرنده ها می خوانند، درختان رشد می کنند و شکوفه می دهند، انسان ها عشق می ورزند، آواز می خوانند، می رقصند. واقعا اتفاقی غیرقابل باور رخ داده است.
"اشو عارف معاصر هندی"
**هرگز زندگی ات را قربانی هیچ چیز نکن! همه چیز را قربانی زندگی کن! زندگی هدف نهایی است، بزرگ تر از هر کشوری، بزرگتر از هر کیشی، بزرگ تر از هر بتی، بزرگتر از هر آرمانی.
**عشق یک آینه است. رابطه ی واقعی، آینه ای است که در آن دو عاشق چهره ی یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند.این راهی به سوی پروردگار است.
**در این دنیا هم اینجا، هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان!
**کل بازی هستی آنقدر زیباست که تنها خنده می تواند پاسخ آن باشد. تنها خنده می تواند عبادت و شکر واقعی باشد.
**هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم میگذارد. او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود، کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی، بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است.کل هستی بر آن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند.
**رخداد واقعی فقط برای افراد واقعی رخ می دهد. تکه کلام گورجیف این بود: " در جستجوی واقعیت نباش، خودت واقعی شو!" چرا که واقعی فقط برای افراد واقعی اتفاق میافتد. برای افراد غیر واقعی فقط غیر واقعی رخ می دهد.
**دانش مانع از شناخت است. وقتی پرده ی دانش فرو افتد گل شناخت شکفتن می گیرد.
**فردی خلاق به دنیا می آید و بر زیبایی دنیا می افزاید؛ آوازی این جا، پرده ی نقاشی آنجا. او باعث می شود دنیا بهتر به رقص درآید، بهتر محفوظ شود، بهتر عشق بورزد و بهتر مراقبه کند. و وقتی از دنیا رخت بر می بندد، دنیایی بهتری را پشت سر می گذارد.
**عشقت را در مراقبه ات و مراقبه ات را در عشقت جاری ساز. این همان چیزی است که من تعلیم می دهم. این همان چیزی است که زندگی پویا می خوانمش و زندگی مذهبی زندگی ای پویاست.
**به خاطر داشته باش که زندگی نوسانی است بین شب و روز، تابستان و زمستان. این نوسانی دائمی است. هرگز هیچ کجا از حرکت نیاست! در جنبش باش !و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد تجربه ات ژرفتر خواهد بود.
**هر فرد یک آزادی است یک آزادی ناشناخته. آزادی ای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل انتظار. شخص باید در آگاهی و ادراک زندگی کند.
**همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید قادر به دیدن باشی. همه ی لحظه ها نعمت اند فقط تو باید پذیرا و تسلیم باشی. همه ی لحظه ها میمون و مبارک اند. اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب نخواهد کرد.
موفق باشید ......