| عنوان | تاریخ |
| حذفیات زندگی | جمعه 29 اردیبهشت 1391 |
| كاوش شادی(2) | چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 |
| چند كلمه از بزرگان در مورد زن | جمعه 25 فروردین 1391 |
| سپاس | چهارشنبه 9 فروردین 1391 |
| سال 1391 مبارك | دوشنبه 29 اسفند 1390 |
| آموختم.... | جمعه 19 اسفند 1390 |
| كاوش شادی(1) | چهارشنبه 10 اسفند 1390 |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
فردی کوشید خدا را بشناسد، به آثار و کتب مقدس مراجعه کرد، اما هر چه بیشتر خواند بیشتر گیج می شد. یک روز عصر مطالعه را کنار گذاشت، به ساحل دریا رفت تا هوایی تازه استنشاق کند.
آنجا پسر بچه ایی را دید که در ماسه ها گودالی حفر کرده بود و از دریا آب بر می داشت و به گودال می ریخت، با تعجب از پسر بچه پرسید: فرزندم چه کار می کنی؟ پسرک پاسخ داد:می خواهم دریا را توی این گودال بریزم، مرد گفت: این کار مسخره ست، توچه طوری می توانی دریای به این بزرگی را در این گودال جای بدهی؟!
همچنان که حرفها را به پسرک می گفت، دریافت که خود نیز به کاری چنین احمقانه مشغول بوده است. در واقع او هم می کوشید که سراسر خرد لایتناهی خداوند را با ذهن کوچک انسانی خویش بشناسد.
هولمن هانت تصویری را ازحضرت عیسی را نقاشی کرده است، که در آن مسیح در باغی ایستاده است، در یک دست فانوسی دارد و با دست دیگربر در می کوبد، یکی از دوستان هانت به او گفت: هولمن تو در این نقاشی مرتکب اشتباه شده ایی،این در دستگیره ندارد،هانت پاسخ داد این اشتباه نیست، زیرا این در قلب بشر است که تنها می تواند از درون باز شود.
برای حرکت به سوی خدا لازم است که برخیزیم و در را باز کنیم و بگذاریم که خدا وارد شود، این امر فقط زمانی اتفاق می افتد که انسان نیاز به خدا را احساس کند و از اعماق قلب خویش آن را فریاد کند .....
فروغ جاودانی
در این حال مستی صفا کردم تو را ای خدا من صدا کردم
از این روزگاری که من دیدم چه شبها خدایا خدا کردم
نهادم سر سجده بر خاکت به درگاهت امشب دعا کردم
که از من نگیری صفای دلم را به راه محبت تو دانی خدایا چه ها کردم
سبب گر بسوزد مسبب تو هستی سبب ساز این جهان تویی
ز دست که آید که دستم بگیرد مرا سایه ی امان تویی
شرار عمر فانی ام من فروغ جاودان تویی تو
نشان ناتوانی ام من توان بی نشان تویی تو
تو شور عشقم داده ای مرا تو رسوا کرده ای
به کوی اهل دل مرا تو مست و شیدا کرده ای
کجا روم که، چاره ساز ای خدا تویی
نیاز هر چه، بی نیاز ای خدا تویی
که از من نگیری صفای دلم را به راه محبت تو دانی خدایا چه ها کردم
"رحیم معینی کرمانشاهی"
از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که در های بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید
حلول ماه پر فیض و با برکت رمضان بر همه مسلمسن مبارک باد.