| عنوان | تاریخ |
| حذفیات زندگی | جمعه 29 اردیبهشت 1391 |
| كاوش شادی(2) | چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 |
| چند كلمه از بزرگان در مورد زن | جمعه 25 فروردین 1391 |
| سپاس | چهارشنبه 9 فروردین 1391 |
| سال 1391 مبارك | دوشنبه 29 اسفند 1390 |
| آموختم.... | جمعه 19 اسفند 1390 |
| كاوش شادی(1) | چهارشنبه 10 اسفند 1390 |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
*رابین درانات تاگور، یکی از بزرگترین شعرای قرن حاضر در ایالت بنگال هندوستان زندگی می کرد. او اشعار و رمان های خود را به زبان بنگالی منتشر کرد، اما هیچ شهرتی کسب نکرد. سپس یکی از کتاب های کوچکش به اسم گیتانجالی (هدیه غزل ها) را به انگلیسی برگرداند. او آگاه بود متن ترجمه شده نه هیچ گاه زیبایی اشعار اصلی را دارد نه می تواند دارا باشد. زیرا این دو زبان یعنی بنگالی و انگلیسی ساختارها و شیوه بیان متفاوتی دارند. بنگالی زبانی بسیار شیرینی است. حتی در بگو مگو ها و مشاجره ها گویی در گفت و گوی دلچسب و خوشایندی شرکت داری. بسیار خوش آهنگ است. اما زبان انگلیسی فاقد این کیفیت است و نمی توان چنین کیفیتی به آن بخشید. زبان انگلیسی ویژگی های خاص خود را دارد. اما او هر طور بود آن را ترجمه کرد و این ترجمه که در مقایسه با کار اصلی، اثر بسیار ضعیفی می نمود موفق شد جایزه نوبل دریافت کند. پس از آن ناگهان در سراسر هندوستان بوق و کرنا به راه افتاد. این کتاب سال ها به زبان بنگالی و دیگر زبان هندی در دسترس بود و هیچ کس اعتنایی به آن نکرده بود.هر دانشگاهی خواستار اعطای دکترای ادبیات به او شد. روشن است که کلکته، محل زندگی او، نخستین دانشگاهی بود که دیپلم افتخار به او اعطاکرد. او از قبول آن خودداری کرد و گفت :«شما دیپلم افتخار را به من نمی دهید، و برای کتاب شعر من ارزش قائل نیستید، بلکه جایزه نوبل را اعتبار می بخشید. زیرا این کتاب با کیفیتی بسیار زیباتر از سال ها این جا افتاده بود و حتی یکی به خودش زحمت نداد حتی یک نقد ادبی ناقابل درباره این کتاب بنویسد.» او از دریافت هر دیپلم افتخاری سرباز زد. حرفش این بود :این توهین به من است.
**ژان پل ساتر یکی از بزرگترین رمان نویسان و صاحب نظران روان شناسی انسان، از دریافت جایزه نوبل چشم پوشید. او گفت:«من هنگام خلق اثرم پاداش کافی دریافت کرده ام. جایزه نوبل نمی تواند چیزی بر آن بیفزاید. برعکس مرا پایین می کشد. این جایزه برای آماتورها خوب است که به دنبال آوازه و شهرتند، من هم به اندازه کافی سن و سال دارم و هم به اندازه کافی از کارم لذت برده ام. من هرچه را انجام داده ام دوست داشته ام و خود این برایم پاداش بود. من پاداش دیگری نمی خواهم، چون هیچ چیز جای آن چه را در حال حاضر دریافت کرده ام، نمی گیرد.» و حق با او بود. اما افرادی که درست می اندیشند، در دنیا انگشت شمارند و دنیا پر از آدم هایی است که نادرست می اندیشند و محبوس در دام این افکار نادرست زندگی می کنند.
هموطن لبخند بزن.