تبلیغات
روانشناسی موفقیت - مطالب مقالات
 faty.ir روانشناسی موفقیت  
منوی کاربری

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید و مطالب وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید. همچنین استفاده از مطالب وب سایت در صورت ذكر منبع و لینك بلامانع می باشد. با تشكر از توجه شما، فاطمه .

     ...............................       این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! ذخیره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati ..............................

نظرسنجی
به نظر شما وبلاگ چطوره؟





لینك دوستان
...:::...زیباكده موفقیت...:::...
▌▌بزرگترین دفترعقاید آنلاین▌▌
مرکز مشاوره افق
کارآفرینی و خلاقیت
پریزاده
مشاوره و روانشناسی
دانستنیهای روانشناسی
روانشناسی مرغ باران
دست نوشته های دكتر احمدی منش
تجسم خلاق
روانشناسی و مشاوره
موفقیت نوین
موفقیت برای همه
دوستانه
دنیای باورهای مثبت
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصودست
زنده باد زندگی
مدیریت حرفه ای زندگی
روانشناسی عشق
روانشناسی مدرن
گفتارهای حکیمانه
همیشه در اوج
راز شاد زیستن
زندگی کنیم تا فقط زنده باشیم
باران
دربست

برای تبادل لینک در صورتی كه موضوع وب سایت یا وبلاگتان در مورد روانشناسی، موفقیت، مشاوره، آموزش های نوین در زمینه ی موفقیت یا ماوراء الطبیعة می باشد. ابتدا لینک وب سایت را بانام: "روانشناسی موفقیت" در وبلاگ یا وب سایتتان قراردهید ،

سپس از طریق فرم نظرات به من خبر دهید تامن هم پس از بررسی شما را لینك كنم.

امكانات

لوگو دوستان
آرشیو
تبلیغات

تبلیغات

لینكدونی

دانشگاه استنفورد

                                        


خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند. مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. » منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند که این کار نامطبوعی بود که همواره از آن اکراه داشت. وی به رییس گفت :« شاید اگرچند دقیقه ای آنان را ببینید، بروند.»

رییس با اوقات تلخی آهی کشید و سرتکان داد. معلوم بود شخصی با اهمیت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اینکه لباسی کتان و راه راه وکت وشلواری خانه دوز دفترش را به هم بریزد،خوشش نمی آمد. رییس با قیافه ای عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت.

خانم به او گفت : « ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اماحدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم ؛ بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم. »

رییس تحت تاثیر قرار نگرفته بود ... ا و یکه خورده بود. با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد ، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم ، اینجا مثل قبرستان می شود .»

خانم به سرعت توضیح داد :« آه ، نه. نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم .» رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « یک ساختمان ! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت ونیم میلیون دلار است.» خانم یک لحظه سکوت کرد.

رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست ازشرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت : « آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم ؟»

شوهرش سر تکان داد. قیافه رییس دستخوش سر درگمی و حیرت بود.

آقا و خانم" لیلاند استفورد" بلند شدند و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا شدند ، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که نام آنها را برخود دارد: دانشگاه استنفورد ، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

شاد باشید و پیروزSmiley

موضوع: مقالات
,
ویرایش شده در پنجشنبه 4 مهر 1387 و ساعت 09:09 ق.ظ

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ‌ پنجشنبه 4 مهر 1387 - 10:09 ق.ظ |

 نظرات (- -)

ارسال به:  Balatarin Delicious Donbaleh Digg Furl Friendfeed Twitter Addthis to other

سخنی از ملاصدرا

ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟Smiley

موضوع:
مقالات
,
ویرایش شده در - و ساعت -

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ‌ دوشنبه 30 اردیبهشت 1387 - 04:05 ق.ظ |

 نظرات (- -)

ارسال به:  Balatarin Delicious Donbaleh Digg Furl Friendfeed Twitter Addthis to other

پنجره ای به سوی عشق

چه زیبا خواهد شد اگر،در این چند صباح که میهمان تن خویش هستیم،
با شاه کلید عشق ، قفل دل های بسته ر ا بگشاییم.
تا بتوانیم میزبان همه ترانه ها باشیم.اگر عشق را بشناسیم دیگر
در قید و بند ارزش گذاری سطحی نخواهیم بود، چرا که عشق خود
یک ارزش عمیق است وبه همه چیز ارزش می بخشد.
زمانی که از سایه های کابوس وار نفس،انصراف دادیم،عشق در
ما قدم میگذارد.آنگاه آرامش معنا پیدا خواهد کرد.اگر فقط ظاهر
عشق را بشناسیم، فقر درونی ما بارزتر خواهد گشت.برای بودن
عشق به زمان خاصی نیاز نیست، اما برای فکر کردن به آن
زمان بسیاری نیاز داریم.اصولا ما فکر می کنیم بدون عشق
زندگی را گم کرده ایم، در صورتی که زندگی عشق را گم کرده
و گروهی از ما هر دو را.Smiley
شاید ما از تاریکی درون ، فقط رنج ببریم، ولی بدون عشق از
سرما خواهیم مرد.عشق چه بی ما و چه با ما از دروازه وجود
خواهد گذشت، ای کاش بتوانیم به هنگام عبور دریافتش کنیم.
اگر بتوانیم همچون شمعی ، بذل سر و تن کنیم،بار جسد را از
دوش جان بر زمین نهاده واز پیله خواب به در آمده ایم.
سر گذر پیاده ها ، از خاکسترپروانه ها ،در خواب مخمل ناز
کنار اشک پشت نقاب ، بیا عشق را باور کنیم.Smiley
 
بهشت این دنیا، عشق است و وفاداری
شادو پایدار باشید.
موضوع:
مقالات
,
ویرایش شده در - و ساعت -

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ‌ سه شنبه 3 اردیبهشت 1387 - 11:04 ق.ظ |

 نظرات (- -)

ارسال به:  Balatarin Delicious Donbaleh Digg Furl Friendfeed Twitter Addthis to other

نترس

قوی باش و نترس ! ترس تنها دشمن آدمی است . هرگاه بترسید شکست می خورید. ترس از تنگدستی , ترس از شکست ,ترس از دست دادن , ترس از شخصیت برخی از افراد و ترس از انتقاد .
ترس قدرتی برایتان به جا نمی گذارد. چون هنگام ترس پیوستگی خود را با منبع راستین قدرت از دست می دهید.
)ای کم ایمانان چرا ترسان هستید ؟)ترس یعنی ایمان انحراف یافته . ایمان وارانه. وقتی هراسانید. آنچه را که ازآن بیم دارید به سوی خود می کشانید . زیرا به هنگام ترس در رویای تبار ( افکار منفی دنیا که توهمی بیش نیست ) فرو می روید و …..

موضوع:
مقالات
,
ویرایش شده در پنجشنبه 22 فروردین 1387 و ساعت 05:04 ق.ظ

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ‌ پنجشنبه 22 فروردین 1387 - 04:04 ق.ظ |

 نظرات (- -)

ارسال به:  Balatarin Delicious Donbaleh Digg Furl Friendfeed Twitter Addthis to other

توقف کینه

    
                 
این جا مکان عشقه                                      
  
توقف مطلقا ممنوع!!!!
 
همسفرم میشی؟آره با توام.با خود خودت.
کجا میرم؟یه سر میرم به مکان عشق، یه سفر رویایی به جایی که فقط جای پاکی هاست.همون جا که بلرزه، می تونه زندگیتو بلرزونه.وقتی بسوزه میتونه آتیشت بزنه، وقتی بگیره می تونه دلیل مبهم باریدن بی اختیار چشمات مثه ابر بهار شه.اون جا که اگه بشکنه ، آه ناخواستش میتونه قدرت سحر و جادو بگیره.اون جا که مهرش افسون میکنه.همون جا که اگه از عمقش چیزی رو از خدا بخوای، اگه خیرت، تو اون خواسته باشه ،استجابتش رد خور نداره.
اون جا که یه وقتا یی فقط تو هستی وخدا ، سکوت و انعکاس زمزمه های دعا و همه چشم امیدت به خونه خداست اون جا که گاهی عیارصمیمیت با خدا اون قدر بالاست که قیمت نداره.
این جا همون مکان عشقه.
جای باشکوه ترین و زیباترین احساسات.باید عشق از خود، بی خودت کنه.
جای بزرگنمایی قضاوت های ناعادلانه و گیر دادن به اندیشه های منفی نیست.
یادت نره خونه دلت، مکان عشقه.
این جا مهربون ترین عضو وجودته.جایی که فقط متعلق به عزیزترین هاست.
اگه تو هم مثل من می خوای سبک شی ، اگه می خوای طعم شیرین پروازو خودت بچشی بیا همین حالا با من همسفر شو.
چشماتو ببند فقط اراده کن.از خودت شروع کن تا آخرین کسی که همیشه محال بتونی ببخشیش.
یادت باشه محال بی معنیه، قبول دارم ممکنه خیلی آسون نباشه، حتی اگه معتقدی سخته، میگم عیب نداره.
بذار یه سختی به سختی های زندگیت اضافه بشه، ولی در عوض رنگ زندگیت عوض میشه.
عشق در قلب ما امانت گذاشته نشده تا زیر گردو غبار کدورت و بی مهری بوی نا بگیره.
عشق عطری داره که همه رو مست می کنه ، حیف نیست که تو جاش اون قدر بمونه که بی مصرف و بی خاصیت بشه.
و عشق همون جادوی است که راهش همیشه بازه.قدرتش نا محدود وعمیق و نفوذش معجزه میکنه و اگه خالص باشه، هیچی جلودارش نیست چون کل موانع رو تو چشم بهم زدنی ذوب میکنه.بیا نذاریم از گذشت لحظه ها ، افسوس و سرزنش از دست دادنش باقی بمونه.به هیچ قیمتی اجازه ندیم نصیب ما از گذر لحظه ها پشیمونی و بی خبری باشه.
بیا گذشته های دردناک و رها کنیم.این جوری امروز قطعا یه روز دیگه هست.امروز دیروز نیست امروز شروع تازه باقی زندگی ماست...............................
 
به خاطر عشق ، جنگ بکن اما هیچ وقت اونو گدایی نکن!!!!!!!!!!!!!!

 

 

              

                                  

موضوع: مقالات
,
ویرایش شده در شنبه 25 اسفند 1386 و ساعت 02:03 ق.ظ

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ‌ شنبه 25 اسفند 1386 - 02:03 ق.ظ |

 نظرات (- -)

ارسال به:  Balatarin Delicious Donbaleh Digg Furl Friendfeed Twitter Addthis to other

مطالب پیشین