| عنوان | تاریخ |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
| آرامش واقعی | سه شنبه 1 آذر 1390 |
| ترس از تغییر | یکشنبه 22 آبان 1390 |
| افراد موفق | جمعه 13 آبان 1390 |
| خداحافظی استیو جابز | سه شنبه 3 آبان 1390 |
| چهل نامه كوتاه به همسرم(گزیده ده نامه دوم) | یکشنبه 1 آبان 1390 |
| چراهای من(2) | پنجشنبه 21 مهر 1390 |
| مسیر خوشبختی... | یکشنبه 17 مهر 1390 |
dافسردگی فصلی Lچیست؟
افسردگی فصلی که معمولا با نام اختلال عاطفی فصلی شناخته می شود، نوعی افسردگی است که هر سال در یک زمان معین در فرد بروز می کند، معمولا از پاییز و زمستان شروع شده و در بهار یا اوایل تابستان خاتمه می یابد. این بیماری خیلی جدی تر از سندروم کم اهمیت "بی حوصلگی زمستان" است. یکی دیگر از انواع که با نام "افسردگی تابستانه" شناخته می شود نیز در اواخر بهار یا اوایل تابستان شروع شده و تا پاییز ادامه پیدا می کند.
dعلائم
افرادی که به SAD مبتلا می شوند بسیاری از علائم افسردگی را دارا می باشند: دلتنگی، اضطراب، کج خلقی، بی علاقگی نسبت به فعالیت های روزمره، صرف نظر کردن از شرکت در فعالیت های گروهی، و ناتوانی در تمرکز کردن بر روی موضوعی خاص. آن ها معمولا علائم دیگری نظیر خستگی بیش از اندازه، بی انرژی بودن، نیاز شدید به خواب، ویا کربوهیدرات، افزایش اشتها و افزایش وزن را نیز تجربه می کنند.
علائم SAD زمستانه شامل موارد زیر می باشند:
احساس خستگی
احساس خواب آلودگی
کاهش میزان انرژی
افزایش وزن
افزایش اشتها
عدم امکان تمرکز
تمایل به تنهایی
علائم SAD تابستانه نیز عبارت است از:
کاهش وزن
مشکلاتی در خواب
کاهش اشتها
خصوصیات اخلاقی به عنوان یکی از بارزترین موارد تعیین کـننده در شخصیت هر فرد به شمار می روند
1.
شخصیت حساس2.
شخصیت خشن3.
شخصیت نمایشی4.
شخصیت محتاط5.
شخصیت موقر6.
شخصیت مسرور و با نشاط
این گرایش همان چیزی است که گفتیم میتوانیم نام آن را " عشق و پرستش " بگذاریم و بگوییم از مقوله " عشق و پرستش " است. این مطلب یک امر بسیار محسوسی هست که در انسان زمینه چیزی وجود دارد که ما آن را " عشق " مینامیم. عشق، چیزی است مافوق محبت، محبت در حد عادی، در هر زمینه نیز در انسان وجود دارد، زمینه چیزی که آن را معمولا " عشق " مینامند.
معنی لغت عشق
در زبان عربی میگویند کلمه " عشق " در اصل از ماده " عشقه " است، و " عشقه " نام گیاهی است که در فارسی به آن " پیچک " میگویند که به هر چیز برسد دور آن میپیچد، مثلا وقتی به یک گیاه دیگر میرسد دور آن چنان میپیچد که آن را تقریبا محدود و محصور میکند و در اختیار خودش قرار میدهد.
یک چنین حالتی در انسان پیدا میشود و اثرش این است که بر خلاف محبت عادی انسان را از حال عادی خارج میکند، خواب و خوراک را از او میگیرد، توجه را منحصر به همان معشوق میکند، یعنی یک نوع توحد و تأحد و یگانگی در او به وجود میآورد، یعنی او را از همه چیز میبرد و تنها به یک چیز متوجه میکند به طوری که همه چیزش او میشود، یک چنین محبت شدیدی.
در حیوانات چنین حالتی مشاهده نشده است. در حیوانات، علائق حداکثر در حدود علائقی است که انسان ها به فرزندانشان دارند. یا همسرها نسبت به هم دارند. اگر غیرت دارند، اگر تعصب دارند، هر چه که نسبت به این ها دارند، در حیوانات هم کم و بیش پیدا میشود. ولی این حالت به این شکل، مخصوص انسان است.
1. قبول مسئولیت
2. آموزش و یادگیری
3. شجاعت و جسارت
4. باور خود
5. قوای مواجهه با مشکل ها
كاربران گرامی توضیحات را در ادامه مطلب بخوانید.
دارایی، افکار و عقاید ما چه چیز خاصی دارند که این چنین محکم به آن ها چسبیده ایم و حاضر به رها کردنشان نیستیم؟ چرا خود را در دریایی از ابزار و لوازم غرق می کنیم؟ چگونه می توانیم الگوهای رفتاریمان را چنان تغییر دهیم که خود را از هر قید و بندی آزاد کرده و از زندگی لذت ببریم؟
لاما سوریا داس (Lama Surya Das)، که یک محقق بودایی و نویسنده کتاب "رها کردن شخصیتی که داشتی" (Letting Go of the Person You Used to Be)، به این پرسش ها پاسخ می دهد.
در اصطلاح بودایی، رها کردن و گذشتن، در واژه ناپایداری معنا می شود. ناپایداری، اولین حقیقت زندگی در مکتب بودا است. همه چیز در حال تغییر است، همه چیز به وجود می آید، می میرد و متلاشی می شود. هر کسی در زمانی چیزی را از دست داده یا خواهد داد.
ما کسانی را که دوست داریم از دست می دهیم، سلامتی خود را از دست می دهیم، عینکمان را گم می کنیم، حافظه مان ضعیف می شود، پول گم می کنیم، کلید خانه را جا می گذاریم و بالاخره خود زندگی را هم از دست می دهیم.
سوریا داس می گوید: "دیر یا زود، همه چیز از دست می رود، فقط ما نمی دانیم این اتفاق در چه زمانی می افتد. اگر ما بیش از حد این (موجودات فانی) را نگه داریم، تنها چیزی که برایمان باقی می ماند، زخم ناشی از فشار این نگهداشتن است."