| عنوان | تاریخ |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
| آرامش واقعی | سه شنبه 1 آذر 1390 |
| ترس از تغییر | یکشنبه 22 آبان 1390 |
| افراد موفق | جمعه 13 آبان 1390 |
| خداحافظی استیو جابز | سه شنبه 3 آبان 1390 |
| چهل نامه كوتاه به همسرم(گزیده ده نامه دوم) | یکشنبه 1 آبان 1390 |
| چراهای من(2) | پنجشنبه 21 مهر 1390 |
| مسیر خوشبختی... | یکشنبه 17 مهر 1390 |
1) حقیقت را بگویید: منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمتتان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.
2) خودتان باشید: منطقی باشید. خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط بخاطر انتخابهایی بوده که در زندگیمان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعاً هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید........
..... چند روز پیش: یكی از خوانندگان من از شهر قم تلفن كرد ایشان دچار گرفتاریهای فراوانی بود، كه از جمله آنها یكی نابینایی كامل یك چشم و دیگری ابتلا به كولیت عصبی بود. با ایشان بحث مفصلی راجع به موضع بخت و اقبال داشتیم. می گفت: دیپلمه ای را در نظر بگیرید كه یكسال تمام تواناییهای خود را بكار گرفته و بانهایت علاقه درس خوانده و خود را برای شركت در كنكور آماده كرده است. اما روز آزمون وقتی كه بطرف محل امتحان می رود اتومبیلشان ناگهان تصادف می كند و سرانجام موفق نمی شود كه در كنكور شركت كند این را چه می گویید؟ آیا این یك بدشانسی نیست؟.......

عید فطر بر تمامی روزه داران عزیز و آنهایی كه هر چه بیشتر در این ماه به شناخت خود و خدای خود، رسیده و در راه تعالی خود و انسانهای دیگر، در مسیر درست موفقیت، در دیگر ماهها، قدم برخواهند داشت؛ تبریك عرض می نماییم. بی شك آنهایی كه طعم تشنگی طاقت فرسای تابستان را تحمل نموده و به ریاضت بی طعام تن داده اند، توشه ای پر بار از موفقیت و سرفرازی سهم آنها شده و پاداش تمام رنج راه به آنها بازگشت خواهد نمود..........
بسم الله الرحمن الرحیم
اشاره
آن روزها كه تازه تمرین خطاطی را شروع كرده بودم، حدود سالهای 65-63 به هنگام نوشتن، در
تنهایی – در فضایی كه بوی تلخ مركب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسكین دهنده خاطرم می شد كه گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر كل آن نشسته بود – غالباً به یاد همسرم می افتادم – كه او نیز هم چون من و شاید نه همچون من اما به شكلی، گهگاه، دلگرفتگی، قلبش را خاكستری می كرد- و می كوشیدم كه با جستجو به امید رسیدن به ریشه های گیاه بالنده و سرسخت اندوه، و دانستن اینكه این روینده ی بی پروا از چه چیزها تغذیه می كند و شناختن شرایط رشد و دوامش را نه آنكه نابود كنم یل زیر سلطه و در اختیار بگیرم. پس یكی از خوبترین راه های رسیدن به این مقصود را در این دیدم كه متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا كه مقدور باشد اختصای دهم به نامه های كوتاهی برای همسرم، و در این نامه ها بپردازم تا سر حد ممكن به تك تك مسائلی كه محتمل بود ما را، قلب هایمان را آزرده كند و دست رد به سینه ی زورآوری های ناحقی بزنم كه نمی بایست بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائماً بیازاردمان و.......
چرا برخی دست به خاك می زنند، طلا می شود!؟ و همیشه همای سعادت بر شانه ی آنها نشسته است!؟ برخی دیگر به دریا بزنند، آب دریا خشك می شود و همیشه جغد شوم بر فراز آنها در حال پرواز است؟! تمام این سوالها در ذهن خیلی از ماست. با این افكار بودم و در فكر مطالبی برای تشریح بیشتر شانس... كه در پرسه های شبانه ام میان كتابها به نوشته هایی از آقای مهدی مجرد زاده كرمانی برخوردم؛ مترجم مجرب كتابهای آنتونی رابینز در ایران كه ایشان این مطالب را از تجربه های روانشناسانه و مشاورت گونه اشان در برخورد با خوانندگان خود، بیرون كشیده و به چاپ رسانده اند كه فكر می كنم تا به حال در وب منتشر نشده است. مطلبی كه در ادامه می آید تجزیه و تحلیل ایشان از مقوله ی شانس می باشد كه از تجربیات خود با خوانندگان، بدست آورده اند. جهت تفهیم و تایید بیشتر پست " تو چقدر خوش شانسی " این مطلب را در دو پست، برای بینندگان سایت، منتشر می كنیم: