برای تبادل لینک در صورتی كه موضوع وب سایت یا وبلاگتان در مورد
روانشناسی، موفقیت، مشاوره، آموزش های نوین در زمینه ی موفقیت یا ماوراء الطبیعة می
باشد. ابتدا لینک وب سایت را بانام: "روانشناسی موفقیت"
در وبلاگ یا وب سایتتان قراردهید ،
سپس از طریق فرم نظرات به من خبر دهید تامن هم پس از بررسی شما را لینك كنم.
تبلیغات
لینكدونی
زنده بودن را باید ثابت کرد
دیگرچگونه می توان به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟
زنده های امروزچیزی به جزتفاله های یک زنده نیستند
تا به حال مارپله بازی کردید؟یه صفحه ی شطرنجی پر از مار و نردبون. نردبونا
به شما کمک می کنن تا خونه های بیشتری رو طی کنین. درمقابل مارها سدراه شما هستن. 
بازی با تاس ریختن شروع میشه.
شما هم تاس می ریزید و قدم به میدون مبارزه می ذارید ممکنه بین راه مهره ی شماروی خونه ی مارها قرار بگیره. اون وقت مجبورید چند قدم به عقب برگردید.
برای یه مدت احساس یاس و ناامیدی می کنید
اما چند لحظه که بگذره یادتون می ره این احساس و. هر چقدر که بازی پیش می ره مهارت تاس ریختن شما هم بیشتر می شه
این بین اگه حریفتون زودتر از شما هم به خط پایان برسه بازم شماهیچ وقت بازنده نیستید. فقط وقتی مغلوب می شید که وسط بازی جا بزنید
و بخواید میدونو ترک کنید.
زندگی ما هم مثل همین صفحه ی شطرنجی می مونه. مارها همون مشکلات ما هستن که سعی می کنن مانع پیشروی ما بشن.
اما اونی که باید جا نزنه ماییم! نبایدحریفو تو میدون تنها بذاریم .
مابازنده نمی شیم تاوقتی که بخوایم میدونو ترک کنیم. تاوقتی که بخوایم متوقف بشیم .
یه رودخونه تاوقتی زلاله که جریان داره امااگه همون آب یه جا بمونه بعد یه مدت به مرداب تبدیل می شه. می گنده.ما هم اگه متوقف بشیم می گندیم.
پس بیاید محض رضای خدا فقط یه روزم که شده زندگی کنیم.
نه به این معنا که تو این روز یه اختراعو به نام خودمون ثبت کنیم
یا یه جا بمب بذاریم. تو این روزبیاید بزرگ باشیم.اونقدربخشندگی داشته باشیم که بتونیم واسه دشمنامونم دعا کنیم.
اونقدر شهامت داشته باشیم تا بتونیم به اونایی که دوستمون ندارن لبخندبزنیم.
اون وقته که ما می تونیم ادعا کنیم که زنده ایم.
داریم زندگی می کنیم.
مثل یه تماشاچی مضحک نیستیم که فقط نقش یه تشویق کننده روداره!
زندگی تماشاچی لازم نداره. تارسیدن به اون میوه ی خوشبختی چندقدم راه نیست.
فقط کافیه دستمونو دراز کنیم
و تو مشتمون بگیریمش.
وهرگزفراموش نکنیم
که "مردان بزرگ زاده نمی شوند. بزرگ می شوند" حالا وقتشه.
همین حالا
شاد و سربلند باشید.
ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ پنجشنبه 29 شهریور 1386 - 08:09 ق.ظ |
معنای واقعی زندگی
زندگی هر جوری که نیگاش کنی عجیبه...خیلی عجیب! چرا بچه ها جن و پری رو قبول دارن ولی بزرگا ندارن؟ و چرا سر چیزایی که قبول نداریم کلافه می شیم در صورتی که راستشو بخوای اختلاف نظرای ماست که زندگی رو جالب می کنه؟ چرا وقتی آتیشی می شیم می ریم سراغ جنگ و دعوا در صورتی که چاچا رقصیدن خیلی هم کم ضررتره خیلی هم بیشتر کیف می ده و تاثیرش هم در حل دعوا و اختلاف همونقدره؟ و چرا به عنوان بنی نوع احساس می کنیم به طرف هم کشیده می شیم ولی مرتب دور عمیق ترین احساسات و باورهامون حصارهای دفاعی می کشیم تا هیچوقت نتونیم واقعا به کسی نزدیک شیم؟ شاید این سر در گمی برای اینه که زندگی همیشه هم اونجوری که نشون می ده نیس. پس اصلا کل زندگی چیه؟ خب خیلی وقتا می شنفیم که زندگی سفره اما دقیقا سفر به کجا؟ توی همه ی این نظریات جورواجور و پر طرفدار در مورد زندگی فقط یه نغمه ساز شده اونم عشقه. عشق با همه ی شکل های ظریف و شکننده ش تنها چیز پر زور و موندگاریه که به زندگی روزمره ی ما معنی واقعی می ده. این دیگه ثابت شده که درد دل شیکسته خیلی بیشتر از درد چلوندن آبلیمو روی یه بریدگی عمیقه. اما عشقی که من می گم اون آتیشیه که توی همه ی ما شعله می کشه اون گرمای درونی که نمی ذاره روحمون توی نا امیدی یخ بزنه. یعنی عشق به خود زندگی... چی رو واقعا عاشقشی؟ شور زندگیت چیه؟
ساده می گویم.....
خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغ ها پوشیده از گل.
قول نداده زندگی همیشه به كامت باشه.
خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده.
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی.
خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن رود خونه ها گل آلود و عمیق نباشن قول داده ؟
ولی خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده.
خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز پس ناملایمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر که اوجاودانه است و بس ناامیدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همین دست انداز نوید یه جاده صاف و وسیع رو بهت می ده زیاد تو دست انداز نمون.
وقتی حس کردی به اون چیزی كه می خواستی نرسیدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو یه زمان مناسب ترا غافلگیرت کنه و یه چیزی فراتر از خواسته الانت بهت بده...........

ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ پنجشنبه 22 شهریور 1386 - 08:09 ق.ظ |
یک پرسش؟؟

آن چه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که؟
از خدا بزرگتر است؟
از شیطان بد جنس تر؟
فقیر آن را دارد؟
ثروتمند به آن نیاز دارد؟
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد؟
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد .
برای دیدن جواب معما به آخر همین پست مراجعه کنید.
هدف اصلی من از مطرح کردن معما این بود که خیلی وقتها تو زندگی،خودمون به بعضی مشکلات برخورد می کنیم و از اون مشکل یک غول می سازیم و هی به خودمون تلقین می کنیم که این عمراً قابل حل نیست . به نظر من زندگی خیلی هم سخت نیست . ( مولوی میگه : زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است ). یک روز یکی از استادامون در جواب به یکی از بچه ها که می گفت " گرفتن نمره 20 یا 19 فقط در خواب امکان پذیر هست" ، گفت :" نمره 20 را برای این گذاشتن که اونو بیاری نه این که جنبه دکوری باشه".پس من هم باید بگم :معماهای زندگی ( سختی ها ) را برای این گذاشتن که ما حلش کنیم نه اینکه بشینیم براش عذا بگیریم .
نکته دیگه در مورد معماها این هست که لازم نیست حتما برای مقابله با اون به قول بچه ها کاملا مسلح باشیم ، باور کنید گاهی با دست خالی هم می شه از پسش بر بیایم . نکته بعدی هم این هست که ما دانشجوها دیگه این برامون یه عادت شده که اگه راه حل مسائلمون کمتر از یه برگ . بشه ، نتیجه می گیریم که این راه حل اشتباست و هزاران مثال دیگه . . .
شاید داستان تخم مرغ کریستف کلمب را شنیده باشید ولی گاهی تکرار لازم است .پس من دوباره اونو یادآوری می کنم .
یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود.
( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آن را انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.
راستی در مورد اون معمایی که در ابتدا پرسیدم ، باید این نکته را اضاف کنم که بعد از کمی جستجو در اینترنت فهمیدم ، هرگز چنین پرسشی از دانشجویان استنفورد صورت نگرفته و اون عدد 17% در واقع یک شایعه اینترنتی بوده . حتی نوشته بودند که 80% یک کودکستان به آن جواب درست داده اند . البته با توجه به مشغله های فکری که ما آدم بزرگ ها برای خودمون درست می کنیم هیچ بعید نیست که اگه روزی اینکار را انجام دهند به همین اعداد دست پیدا کنند . به هر حال این مهم نیست که آیا آن پرسش صورت گرفته یا نه ، بلکه مهم درس هایی است که ما از آن یاد می گیریم یا مثلا در مورد سخنرانی کورت ونه کوت برای فارغ التحصیلان دانشگاه MIT در سال 1997 ، هر چند که این هم جزو شایعه های اینترنتی بود و خود ونه کوت گفت "من این حرف ها را نزده ام ولی دوست داشتم که از آن من بود" . واقعا این کوته بینی است که آدم درس های نهفته در این مطالب را کنار بگذارد و برود دنبال حواشی آن ، درست مثل این که عده ای می گویند اصحاب کهف 6 نفر بودند و با سگشان می شوند 7 نفر و یک عده دیگر میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان می شوند 8 نفر .
-----------------------
هیچ چیز ، ، ، در واقع هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست و از شیطان هم بدجنس تر نیست . فقیر هیچ چیز ندارد . ثروتمند هم به هیچ چیز نیاز ندارد و ما اگر هیچ چیز نخوریم ، سرانجام میمیریم
*** دوستتون دارم (بدون هیچ شرط و شروطی!!).............
به قول دكتر وین دایر: Unconditional Love to you
ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ جمعه 16 شهریور 1386 - 12:09 ب.ظ |
برای زندگی كردن هم وقت نداریم!
هر روز این جمله تكراری رو تكرار می كنیم كه وقت ندارم ! جالبه آدم های
ماشینی شدیم كه صبح تا شب كار می كنیم ، بدون داشتن وقت آزاد ! اما این
وقت های ما چطوری پر می شه كه نداریم ؟ شاید مقصر ما هستیم كه تا حالا
ننشستیم یك گوشه و یكم فكر نكردیم . ننشستیم و درست و حسابی بر لب جوی
گذر عمر ندیدیم ! و همش سعی كردیم با تمام توان شنا كنیم و با خسته كردن
خودمون زندگی رو بگذرونیم. با دیدن زیبایی های كنار جوی با حسرت گذشتیم
كه ای كاش وقت داشتیم.
چه چیزی عوض شده ؟ ماهایی كه نه وقت درس خواندن ، نه كتاب خواندن ، نه
نوشتن ، نه فكر كردن و وقت خیلی چیزهای دیگه رو نداریم ، عمر خودمون رو
چطوری می گذرونیم . ماهایی كه سرانهی مطالعمون فقط چند دقیقه هست و نه
كتابی نوشتیم ، نه به جایی رسیدیم و نه درست و حسابی زندگی می كنیم .
لحظه ها ، ساعت ها ، روزها و سال های زیبای عمرمون رو بدون بهره درست می
گذرونیم ، پس وقت چی رو داریم ؟ اصلاً شاید بی حوصله و راحت طلب شدیم ؟
امروزه پراكندگی های ذهن های آشفته ما باعث شده تا نتونیم مسیر مشخص برای
خودمون تعیین كنیم و با این پراكندگی ها خودمون رو از بسیاری چیزها محروم
كردیم ، تا گاهی درچیزهایی غرق شدیم كه مجال تنفس در هوای سالم رو از ما
گرفته .
همه با هم حسرت این روزها و لحظه های پرشتاب رو می خوریم و هیچ تلاشی
برای بهرهی بهتر از لحظه هامون نمی كنیم . همیشه كار داریم ، كارهایی
ریز و درشت ، بدون اولویت بندی ! همین كارهای ساده وقت های بدون بازگشت
ما رو به خودشون اختصاص می دن. یكم فكر كنیم چر به اینجا رسیدیم ؟
كاش یكم از این وقت ها رو صرف تجدید نظری درست و حسابی برای زندگی تكراری
و روزمره خودمون بكنیم . تا اگر به جایی قرار نیست برسیم ، بتونیم از
لحظه هایی كه بدون تكرار در حال عبورن ، لذت بیشتری ببریم .
امروزی كه فردای دیروزهای ما بوده و چقدر ازش غافلیم . امروزهایی كه
دیروزها و خاطرات فرداهای ماست . و چرا كاری كنیم به خاطر زندگی نكردن
خودمون رو سرزنش كنیم !
چرا امروز خودمون رو دستگیر نكنیم و به خاطر لذت نبردن از عمرمون بازپرسی
نكنیم ؟ تا از تجربهی توقف و حركت عاقلانه ، گذشتهی زیبایی برای فردای
خود بسازیم .
باید شروع كنیم و تمام برنامه هایی كه دوست داریم را همین امروز در
برنامه خود بگذاریم و مطمئناً هم به اندازه تمام آنها وقت خواهیم داشت .
برنامه هایی كه از ما انسان دیگری می سازه!
فقط كافیه توی ذهنمون واژه وقت نداریم رو لاك بگیریم و برای هر كاری یا
پیشنهاد جدید و مفیدی واژه " در برنامه خود حتماً قرار می دهم " رو
جایگزین كنیم .
اگر این كار رو نكنیم مطمئن باشید به جایی می رسیم كه حتی برای زندگی
كردن هم وقت نداری.
شاد و دریایی باشید.
ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ شنبه 10 شهریور 1386 - 07:09 ق.ظ |
یک تست بامزه
1. تلفن زنگ می ورد.
2. بچه گریه می کند.
3. یک نفر زنگ خانه را می زند و پشت در است.
4. لباس هایی را که شسته اید تقریبا خشک شده اما باران شروع به باریدن گرفته است.
5. شیر آب آشپزخانه باز مانده است.
شما کدام یک ازاعمال بالا را انجام می د هید؟
1. جواب تلفن را می دهید؟
2. بچه را ساکت می کنید؟
3. در خانه را باز می کنید؟
4. لباس ها را زیر باران جمع می کنید؟
5. شیر آب را می بندید؟
جواب شما نشان دهنده میزان اهمیت به موضوعات مختلف در زندگی تان است.
1. تلفن نماینده کار و شغل شماست، یعنی در درجه اول به کار اهمیت می دهید.
2. بچه نماینده فامیل وخانواده است. شما در درجه اول به کار اهمیت می دهید.
3. شخصی که پشت در منزل است معرف دوست شماست، یعنی شما فردی هستید که به دوستان خیلی اهمیت می دهید.
4. لباس های روی بند نماینده زندگی و شخصیت شماست.
5. شیر آب بازمانده، نماینده پول و ثروت است. یعنی پول در درجه اول اولویت زندگی شما قرار دارد.
حال مقایسه کنید که اولویت های زندگی شما چقدر به این تست نزدیک است ولی با خود صادق باشید.
ارسال شده توسط فاطمه در تاریخ یکشنبه 4 شهریور 1386 - 03:08 ق.ظ |
مطالب پیشین
عكس العمل انسان در برابر رفتار های دیگران
نكاتی مهم در مورد اولین قرار(2)
نكاتی مهم در مورد اولین قرار(1)
روش های متوقف كردن غر زدن خانم ها
---------------------------------------------------------------------------------------------------------