| عنوان | تاریخ |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
| آرامش واقعی | سه شنبه 1 آذر 1390 |
| ترس از تغییر | یکشنبه 22 آبان 1390 |
| افراد موفق | جمعه 13 آبان 1390 |
| خداحافظی استیو جابز | سه شنبه 3 آبان 1390 |
| چهل نامه كوتاه به همسرم(گزیده ده نامه دوم) | یکشنبه 1 آبان 1390 |
| چراهای من(2) | پنجشنبه 21 مهر 1390 |
| مسیر خوشبختی... | یکشنبه 17 مهر 1390 |
زندگی تجربه ایست که برای هر فرد فقط یک بار اتفاق می افتد. بعضیها به دنبال طول زندگی، مدام در پی اگرها و اماها، شایدها و ای کاشها،آمارها و بایدها و چه کنم ها می دوند بی هیچ هدفی. پاره ای اما در فکر عرض زندگی اند و تمام ذهن خود را بکار میبرند تا خلاق باشند و پویا. معنی دهند به هرآنچه می بینند و تجربه میکنند. اینگونه افراد مصرانه برخواسته هاشان پافشاری میکنند چرا که راه را انتخاب کرده اند.با هوشیاری تمام به دنبال کسب انرژیهای کائنات اند برای پاسخگویی هشیارانه به نیرویی که ماورای همه ما جهان را اداره میکند. اینگونه است که خداوند هنوز به بشر امیدوار است و دلیلش همان جمله معروف که به تولد نوزادی نوشکفته اشاره دارد.اما انسانهای موفق زندگی را از چه منظری مشاهده می کنند که خود را برای همیشه نامی و شهد شیرین زندگی در این جهان را برای همه گواراتر میسازند؟
من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغالتحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاههای دنیا درس میخوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشدهام. امروز میخواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.
اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:

در ادامه اثر گرانبهای چهل نامه كوتاه به همسرم از نویسنده مرحوم آقای نادر ابراهیمی گزیده ده نامه دوم برای دانلود و استفاده از سایت روانشناسی موفقیت منتشر می شود. لطفاً برای دانلود رایگان این اثر اینجا كلیك نمایید.
س
ئوال امروز من: امروز برای اینكه شاد و خوشخت تر شوم دیگر چه می خواهم؟!
وقتی سئوالی مطرح می كنید و قصد پاسخ دارید یعنی اینكه ذهن شما پیش فرضهای سئوال و خود مسئله را پذیرفته است. این در قانون منطق مطرح شده است. پس ذهن شما قبول كرده است كه شما شاد هستید و خوشبخت و حالا دنبال این هستید چگونه بر این شادی و خوشبختی بیفزایید.

همه ی ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه با ازدواج، زندگی بهتری خواهیم داشت؛ وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد، و با به دنیا آمدن بچه های بعدی زندگی بهتر... ولی وقتی می بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند، خسته می شویم. بهتر است صبر كنیم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما كه به سن نوجوانی می رسند، باز كلافه می شویم، چون دائم باید با آنها سر و كله بزنیم. مطمئناً وقتی بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند، خوشبخت خواهیم شد.....!