| عنوان | تاریخ |
| حذفیات زندگی | جمعه 29 اردیبهشت 1391 |
| كاوش شادی(2) | چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 |
| چند كلمه از بزرگان در مورد زن | جمعه 25 فروردین 1391 |
| سپاس | چهارشنبه 9 فروردین 1391 |
| سال 1391 مبارك | دوشنبه 29 اسفند 1390 |
| آموختم.... | جمعه 19 اسفند 1390 |
| كاوش شادی(1) | چهارشنبه 10 اسفند 1390 |
| مسائل شگفت انگیز | دوشنبه 10 بهمن 1390 |
| دور اندازی | یکشنبه 2 بهمن 1390 |
| پافشاری(2) | شنبه 24 دی 1390 |
| پافشاری(1) | جمعه 16 دی 1390 |
| تولد شناسنامه ای | جمعه 9 دی 1390 |
| وابستگی به هدف | شنبه 3 دی 1390 |
| دوست داشتن خود | سه شنبه 22 آذر 1390 |
| ... | یکشنبه 13 آذر 1390 |
با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. راه به سـوی خوشبختی، راهی است که همه می توانند از آن عـبور کنند، کوچك و بزرگ، پیر و جوان. اما رسیدن به آن، مستلزم داشتن خصوصیاتی ویژه است. در این مقاله قـصد داریـم شـما را بـرای رسیـدن به خوشبختی رهنمون کنیم. تعـجب نـکنـید اگـر دیدید کسی از این که صفت "خوب" به او اطـلاق شـود، نــاراحت شود. این ناراحتی از مفهوم "خوب بـودن" نشـات نــمی گیرد، بلکه ممکن است آن فرد معنای واقعی آن را نداند.
عـقـاید و نـظرات مختلف و گاه متناقضی در رابطه با مفهوم "رفـتـار خوب و پسندیـده" وجــود دارد کـه انـسان را گـیـج و سـردرگم مـی کند. انسان ها از هـمان دوران کـودکی با این مفهوم دچار مشکل بوده اند. بچه ها نمی دانند که نمره انضباطشان در مدرسه به خاطر کدام رفتار یا عمل زشت یا ناپسندشان پایین آمده است. اعتقاد کلی بر این است که بچه ها باید جلوی چشم بزرگترها باشند اما صدایی از آن در نیاید. با این عقیده، از "خوب بودن"، مفهوم غیر فعال بودن و ساکن بودن تلقی می شود.
اما، برای واضح شدن این مفهوم مبهم و گنگ، راه هایی وجود دارد.
خودت را باور کن، سعی در متقاعد کردن دیگران نداشته باش.
اولیور وندل هولمز روزی در جلسه ای شرکت کرد که در آن جمع از همه کوتاه تر بود. دوستی با کنایه گفت: "دکتر هولمز به نظرم شما در میان ما افراد بلند قد احساس کوچک بودن می کنید." هولمز پاسخ داد: "همین طور است .من احساس می کنم که یک دایم هستم در برابر پنی ها!"
( دایم: سکه ای کوچک تر از پنی که ده برابر آن ارزش دارد.)
شاید این بزرگترین احترام خداوند به انسان باشد که هیچ کس را یکسان و شبیه دیگری خلق نکرده است. تمامی انسان ها منحصر به فرد هستند.
پس هر یک از ما در زندگی مسئولیت های منحصر به فردی هم خواهیم داشت. در حقیقت هر انسان قطعه پازلی منحصر به فرد است. قطعه ای که تنها برای رسیدن به جایگاه قطعی خود می تواند تلاش کند و اگر این قطعات با هم مقایسه کنیم در حقیقت نوعی مسموم شدن است.
پس یادمان باشد که هر یک از ما در این دنیای خاکی یکتا هستیم و بی نظیر و توانایی ها و استعدادهای خاص خویش را دارا هستیم که در نوع خود بدون رقیب و ارزشمند.
زندگی سرشار از عدم قطعیت هاست، پر از شگفتی ها؛ همین امر آن را زیبا می سازد. ما هرگز به لحظه ای نمی توانیم رسید که بگوییم "من مطمئن هستم" چرا که با این جمله تمامی حوادث را نادیده گرفته ایم. درست مانند این که خودکشی کرده باشیم.
فردی که در زندان به سر می برد تمام لحظه هایش برایش یکنواخت و یکسان است برای همین زندان سخت و ملالت بار است و سخت، اما زندگی سرشار از هیجان و ندانسته هاست، ما انسان ها همیشه در پی آزادی هستیم اما این آزادی به معنای اطمینان و امنیت در زندگی نیست.
.سؤال به کمک شما نیاز دارم. من با خدای غرولند ازدواج کـرده ام و تصور می کنم که حتی برای یک لحظه دیگر هم نمی توانم بـا او بـه جر و بحث بپردازم و گله و شکایت ها و آزار و اذیـت هایش را تحمل کنم. از آن زمانی که پـایم را در خانه می گذارم تا زمانی که به رخت خواب می روم، او یـک ریز غر می زند و متوقف هم نمی شود. رابــطه ما به آنجایی رسیده است که هیچ گفتگویی با هم نداریم بجز جر و بحث در مورد کارهایی که من در طول روز، هـفـتــه، ماه و یا اصلا از ابتدای زندگی مشترکمان، اشتباه انجام داده ام. شرایط آن قدر بد شده که من حتی از رئیسم تقاضا می کنم که مرا برای اضافه کاری نگه دارد. فکر نمی کنم شما حتی بتوانید فکرش را هم بکنید. من ترجیح می دهم کار کنم تا اینکه به خانه بیایم. تصور شنیدن غر زدن هایش آن قدر استرس زاست که در حین رانندگی از محل کار به سمت خانه دچار سردرد می شوم. میدونم که نباید این طوری باشه، من باید با خوشحالی محل کارم را به سمت منزل ترک کنم و با اشتیاق کامل نزد همسرم بروم. پدرم سابق بر این به من گفته بود که خانم ها عادت دارند شکایت کنند و نق بزنند اما متاسفانه من هیچ وقت حرف های او را باور نکردم تا زمانی که خودم شخصا ازدواج کردم. حتی دوستانم نیز به من می گفتند که همسرانشان نق نقو هستند. آیا این حقیقت دارد که خانم ها به طور طبیعی افراد نق نقویی هستند یا من اون قدر بد شانس هستم که با یک چنین خانمی ازدواج کرده ام؟ اگه شما هم دچار این مشكل یا مشكلاتی مشابه هستید، پاسخ را در «ادامه مطلب» مطالعه فرمایید. البته من توصیه می كنم شما هم پاسخ رو بخونید.
امروز تصمیم گرفتم یک بحث شیرین رو تو سایت بگذارم که در مورد شخصیت یک فرد با توجه به هاله شخصی خاص خودش باشه. خب آئورا چیست؟
§تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات، تجلی نامریی یا میدان انرژی ای است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است. چون میدان انرژی دور همه چیز وجود دارد، حتی سنگ یا میز آشپزخانه هم دارای هاله ی نورانی است. در حقیقت هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده بلکه جزیی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژی های حیات را منعکس می کند.
Ûواژه ی آئورا برگرفته از واژه ی یونانی آورا(avra) به معنی نسیم است.
انرژی هایی که از بدن ما ناشی می شود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس می کند. در حقیقت، هاله های نورانی به وضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار می سازد.
P عده ای معتقدند آئورا انعکاس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد.
آئورا شامل رنگ هم هست که برای دیدن آن به مقدار کمی نور نیاز هست چرا که رنگ های آن از نور بوجود آمده اند (اشتباه نشود، رنگ های آن نه خود آئورا) البته آئورا در تاریکی مطلق بطور کامل محو نمی گردد، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده می شوند.
آئوراها به طرق مختلف دیده می شوند. معمولا بصورت میدان های انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملا بدن را احاطه کرده است، دیده می شوند. بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا می کنند.
اعتقاد بر این است که شخص هرچه عارف تر و روحانی تر باشد، هاله ی او بزرگ تر است. برای نمونه معروف است که هاله ی بودا تا چند کیلومتر امتداد داشته است!!!
آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند. اولین بار که آئورا را ببینیم، تقریبا ابر مانند و سفیدرنگ به نظرمان میاید. اما وقتی دیدمان بهتر شود رنگ های آن را هم می بینیم.